🌈🌈 تنوع عصبی و جنسیت: شما خیلی سخت با تمام رنگ هایی که وجود دارد

Ear readers, press play to listen to this page in the selected language.

افراد مبتلا به اوتیسم به دلیل توانایی خود در بی خاصیت کردن هنجارهای اجتماعی و تفاوت های عصبی خود، می توانند بینش های جدیدی را در مورد جنسیت به عنوان یک روند اجتماعی ارائه دهند. بررسی جنسیت از دیدگاه اوتیسم برخی از عناصر را به عنوان اجتماعی ساخته می کند که در غیر این صورت ممکن است طبیعی به نظر برسند و از درک جنسیت به عنوان سیال و چند بعدی پشتیبانی می کند. جنسیت Copia: دیدگاه های بلاغی فمینیستی در مورد یک مفهوم اوتیسم از جنسیت/جنسیت: مطالعات زنان در ارتباطات : دوره 35، شماره 1

هنر: ایسیاگرژ_زیرو

عدم انطباق جنسیتی، بی نظمی و سیالیت در جوامع تنوع عصبی مورد بحث قرار گرفته است. افراد عصبی واگرا بیشتر از جمعیت عمومی به جنسیت غیر منطبق هستند. بسیاری از طرفداران برجسته اوتیسم به عنوان بینابینی، غیر باینری، غیر جنسی، آرومانتیک، transgender و جنسیت شناخته می شوند.

افراد LGBTQI+با تشخیص اوتیسم دو رنگین کمان جداگانه دارند - و دو داستان جداگانه. مواقعی وجود دارد که یک اوتیستیک به عنوان LGBTQI+و بالعکس ظاهر نمی شود. چالش برای هر گروه اقلیت بزرگ هستند، و اقلیت دو اجتماعی می تواند به ویژه دشوار است. آموزش و پشتیبانی همسالان در کمک به پیمایش در این چالش ها و ایجاد یک سفر روان تر در بزرگراه اجتماعی بسیار طولانی است.

درباره ما - تواین بو

افرادی که با رابطه جنسی که در هنگام تولد تعیین شده اند شناسایی نمی شوند، سه تا شش برابر بیشتر از افراد مبتلا به اوتیسم هستند، طبق بزرگترین مطالعه ای که هنوز برای بررسی ارتباط 1 وجود دارد. افراد با تنوع جنسیتی نیز بیشتر احتمال دارد که صفات اوتیسم را گزارش کنند و گمان کنند که اوتیسم تشخیص داده نشده است.

«همه این یافته ها در مجموعه داده های مختلف تمایل به گفتن یک داستان مشابه، می گوید:» Varun Warrier، محقق تحقیق در دانشگاه کمبریج در انگلستان می گوید.

مطالعات متعدد نشان می دهد که افراد مبتلا به اوتیسم بیشتر از افراد عصبی هستند که از نظر جنسیتی متنوع باشند، و افراد دارای تنوع جنسیتی بیشتر از افراد مبتلا به اوتیسم نسبت به افراد cisgender هستند.

بزرگترین مطالعه تا به امروز همپوشانی بین اوتیسم و تنوع جنسیتی را تأیید می کند

ما دوست داریم تنوع عصبی را به عنوان یک چتر الگوی اجتماعی در نظر بگیریم که وقتی به گستردهترین آن باز شود، شامل افراد کوئیر میشود.

اعضای جنبش تنوع عصبی موقعیتی از تنوع را اتخاذ می کنند که شامل کالیودوسکوپ هویت هایی است که با تشخیص صفات عصبی واگرا - از جمله ADHD، اوتیسم، دیسکالکولی، نارساخوانی، دیسپراکسیا، دیسپراکسیا، Synesthesia، سندرم تورت - به عنوان تغییرات طبیعی شناخت، انگیزه ها و الگوهای رفتار در گونه های انسانی. زیبایی همکاری در مقیاس انسانی: الگوهای بی انتها محدودیت های انسانی

طیف ها و رنگین کمان ها، رنگین کمان های دوتایی.

این یک رنگین کمان دو برابر تمام راه است.

یوسمیتببر

«Queer»، در هر صورت، طبقه ای از آسیب شناسی ها یا انحرافات قبلاً عینیت یافته را تعیین نمی کند. بلکه افق احتمال را توصیف می کند که اساساً میزان دقیق و دامنه ناهمگن آن را نمی توان از قبل محدود کرد. سنت فوکو: به سمت یک Hagiography همجنسگرا

در اینجا خورشید می آید

درست از درون تو ميدرخشه

بر روی همه

تو خيلي سکسي اومدي

تو يخ ها رو شکستي

احساس خیلی قوی

من به درخشش در

از طریق تمام سیاه و سفید و آبی

من اينو از تو گرفتم

آن بازدید خیلی سخت با تمام رنگ است که وجود دارد

من می خواهم شما را بشناسم

من می خواهم صدا را ببینم

تو مثل يه رنگين کمان هستي

اما نه همان هر چند

من به درخشش در

از طریق تمام سیاه و سفید و آبی

من اينو از تو گرفتم

آن بازدید خیلی سخت با تمام رنگ است که وجود دارد

در اینجا خورشید می آید

درست از درون تو ميدرخشه

بر روی همه

آن بازدید خیلی سخت با تمام رنگ است که وجود دارد

شما ضربه خیلی سخت با تمام رنگ است که وجود دارد

—رنگین کمان Shiner توسط سابق سحر و جادو

لورا هریس رنگین کمان GIF با ادغام سوابق از طریق GIPHY

شما ضربه خیلی سخت با تمام رنگ است که وجود دارد.

Genderpunk: یک اصطلاح محاوره ای برای فرهنگ و مقاومت در برابر جنسیت گرایی؛ هویتی که به خودی خود مقاومت در برابر هنجارهای جنسیتی، هوموفوبیا و ترانسفوبیا، ظلم و وضعیت اجتماعی است.

جنسیت شما هیچ ارتباطی با واجد شرایط بودن شما برای جنسیت ندارد. اگر با طرز فکر موافق باشید، مهم نیست که چگونه شناسایی کنید، می توانید بخشی از جنبش باشید.

یک روز همجنسگرا داشته باشید: «Genderpunk» چیست؟

ديک داره مياد، يه دامن پوشيده

جین داره میاد، میدونی که داره یه زنجیره ورزشی میکنه

همان مو، انقلاب

همان ساخت، تکامل

فردا کي سر و صدا ميکنه؟

و آنها یکدیگر را دوست دارند

آندروژینوس

نزدیک تر از آنچه می دانید، یکدیگر را دوست داشته باشید

آندروژینوس

او را اشتباه نکنید و او را عصبانی نکنید

اون ممکنه يه پدر باشه ولي مطمئنا پدر نيست

و اون به نصيحتي که براش فرستاده شده احتياجي نداره

او با شیوه ای که به نظر می رسد خوشحال است، او با جنسیت او خوشحال است

و آنها یکدیگر را دوست دارند

آندروژینوس

نزدیک تر از آنچه می دانید، یکدیگر را دوست داشته باشید

آندروژینوس

تصویر آینه، هیچ آسیبی نمی بیند

مشاهده هیچ شر در همه

عروسک های Kewpie و غرفه های ادرار به آن خندیدند

اونجوري که تو الان خنديدي

حالا يه چيزي با «بوي «ملاقات ميکنه و يه چيزي با «گرل

هر دو مثل هم به نظر ميرسن، توي اين دنيا خيلي خوشحال ميشن

همان مو، انقلاب

هر دو جنس، تکامل

فردا کي سر و صدا ميکنه

—آندروژینوس توسط جایگزینی

یادداشت محتوا: توانایی، رفتارگرایی، ABA، تبدیل درمانی، هوموفوبیا، ترانسفوبیا، سو abuse استفاده، بی نظمی، خودکشی

افراد مبتلا به اوتیسم و عجیب و غریب برخی از تاریخ تاریک و برخی از بازیگران بد را به اشتراک می گذارند. فصل 7 NeuroTibes، مبارزه با هیولا، میراث Ole Ivar Lovaas، پدر پیچ خورده تجزیه و تحلیل رفتار کاربردی (ABA) و تبدیل درمانی را به اشتراک می گذارد. او تکنیک های آزاردهنده و شکنجه گر خود را برای بچه های اوتیستیک و «پسران سیسی» به کار برد تا آنها را «از همسالان خود غیر قابل تشخیص» کند. او توجه کمی برای انسانیت آنها داشت - آنها پروژه های مهندسی بودند.

او نوشت: «بخش جذاب برای من مشاهده افراد با چشم و گوش، دندان و ناخن پا بود، راه رفتن در اطراف اما ارائه تعداد کمی از رفتارهایی که فرد اجتماعی یا انسانی نامیده می شود.» «اکنون، من این شانس را داشتم که زبان و سایر رفتارهای اجتماعی و فکری را در جایی که هیچ کدام وجود نداشتند، بسازم، یک آزمایش خوب از اینکه یک رویکرد مبتنی بر یادگیری چقدر می تواند کمک کند.» او به روانشناسی امروز توضیح داد: «شما می بینید، شما تقریبا از ابتدا شروع می کنید زمانی که شما با یک کودک اوتیسم کار می کنید. شما یک فرد در معنای فیزیکی دارید - آنها مو، بینی و دهان دارند - اما آنها افرادی به معنای روانی نیستند. یکی از راه های نگاه کردن به کار کمک به کودکان اوتیسم این است که آن را به عنوان یک ماده از ساخت یک فرد است. شما مواد اولیه را دارید، اما باید شخص را بسازید.»

سیلبرمن، استیو (2015-08-25). NeuroRiBs: میراث اوتیسم و آینده تنوع عصبی (ص 285). گروه انتشارات پنگوئن. روشن شدن نسخه.

... بسیاری از افراد مبتلا به اوتیسم LGBTQ هستند و دو بخش تبعیض را تجربه می کنند. تمایل به از بین بردن صفاتی که افراد مبتلا به اوتیسم را منحصر به فرد می کند، ریشه در همان انگیزه برای سرکوب افراد از تأیید هویت جنسیتی یا جنسیت آنها دارد. ما شکسته نمی شویم: تغییر مکالمه اوتیسم

ABA و خویشاوندان تبدیل درمانی آن هنوز هم با ما هستند، همه خیلی زنده و سالم هستند.

#ActuallyAutistic مردم ABA را رد می کنند. هیچ یک از افراد مبتلا به اوتیسم در جامعه ما از آن حمایت نمی کنند. برخی از ما از آن آسیب دیده ایم.

محافظت از بچه های عجیب و غریب نیز از بچه های عصبی واگرا محافظت می کند - و بالعکس. مبارزه برای گنجاندن و پذیرش است - برای همه سیستم عامل ها، برای همه روش های مختلف انسان بودن ما. حمایت از کودکان ما به معنای حمایت از همه امکانات و عبارات آنها است.

آزادی های عجیب و غریب و عصبی در هم پیچیده هستند.

اما من برای خودم به درمان نیاز ندارم

من به آن نیاز ندارم

نه، من براي خودم به درمان نياز ندارم

من به آن نیاز ندارم

نه، من براي خودم به درمان نياز ندارم

من به آن نیاز ندارم

من به آن نیاز ندارم

خواهش ميکنم، هيچ درماني براي من نيست

خواهش ميکنم، هيچ درماني براي من نيست

—Cure برای من توسط AURORA

«درمان برای من» بسیار الهام گرفته از تبدیل درمانی است.

من فقط ميخواستم يه سرود بسازم تا مردم بخونن و اونا بدونن که نيازي به درمان ندارن

چیز زیادی لازم نیست قبل از اینکه دنیا به شما بگوید که شما متفاوت هستید، و این که شما باید خودتان را تغییر دهید تا مثل بقیه باشید، که بسیار غم انگیز است.

اشعار و معنی رسمی AURORA «Cure For Me» | تأیید شده

اون بدبخت ماست

اون سم زدايي ماست

او خنجر ما در تاریکی است

او ظروف سرباز یا مسافر گره است

او عریان است

اون پسريه که در قلب من به دنيا اومده

در حالی که شما در حصار نشسته من در جهنم می سوزم

افراد ممکن است سعی کنند جنسیت یا جنسیت شما را تغییر دهند. آنها ممکن است شما را به یک دکتر یا درمانگر بفرستند تا سعی کنید جنسیت یا جنسیت خود را تغییر دهید. این تبدیل درمانی نامیده می شود. تبدیل درمانی اشتباه است. درمان تبدیل کار نمی کند شما حق ندارید درمان تبدیل را انجام دهید. شما حق دارید مسئولیت بدن خود را بر عهده بگیرید. شما حق دارید تصمیم بگیرید که چه کسانی شما را لمس می کنند. شما حق دارید تصمیم بگیرید که چگونه می خواهید لمس شود. شما حق دارید به فردی بگویید که دست از دست زدن به شما بردارد. حقوق و احترام (سریالهای سربلند و پشتیبانی شده) - Autistic Self Advocacy Network

فهرست محتواتنوع جنسیهویت های دوگانه ما رقابت نمی کنند؛ آنها مکمل هستندککپی جنسیت و بریکولاژمن احساس جنسیت نمی کنم، احساس می کنم خودم هستم استرسهای اقلیتیجنسیت و نوروکوئر: دو کلمه در رابطه بین اوتیسم و جنسیت که متناسب با MeautigenderNeuroqueerآمدن به TermsStudiesBird, شما می توانید FlyTransformنقص است ما نیست, این همه سر و صدا و سر و صدا

واریانس جنسیتی

تحقیقاتی که با هدف حفظ دیدگاه های اوتیسم انجام شد (کورتی و مک لود، 2019) نشان داد که برداشت های اوتیسم از هویت جنسیتی بسیار متنوع تر است و منافع را به جای هویت جنسیتی در هسته ادراک هویت افراد اوتیستیک قرار می دهد. علاوه بر این، افراد مبتلا به اوتیسم اغلب بارها و بارها در حساب های خود اظهار می کنند که «انجام جنسیت» برای آنها گیج کننده و عاطفی است و توضیح می دهد که چرا آنها ممکن است صریحاً محدود به هنجارهای جنسیتی سنتی و باینری را رد کنند (Davidson and Tamas، 2016).

کار با افراد تراجنسیتی و غیر باینری

براساس یک مطالعه به رهبری دانشگاه نیویورک، کودکان مبتلا به طیف اوتیسم بیش از هفت برابر بیشتر از علائم واریانس جنسیتی نشان می دهند. این مطالعه که ماه گذشته در Transgender Health منتشر شد، والدین 492 کودک اوتیسم شش تا 18 ساله را استخدام کرد. هنگامی که محققان از این والدین پرسیدند که آیا فرزندانشان اغلب «مایل به جنس مخالف هستند»، کمی بیش از پنج درصد از شرکت کنندگان گفتند بله، در مقایسه با کمتر از یک درصد از جمعیت عمومی. تقویت این یافته ها این واقعیت است که یک مطالعه قبلی از مرکز پزشکی ملی کودکان در 2014 تقریبا همان نتایج را پیدا کرده است. مطالعه NYU نشان داد که 5.1 درصد از کودکان در طیف اوتیسم نشانه هایی از واریانس جنسیتی را نشان می دهند. مطالعه سال ۲۰۱۴ این عدد را ۵/۴ درصد کاهش داد.

هر دو مطالعه نشان می‌دهند که مشاورانی که با کودکان اوتیستیک کار می‌کنند باید در مورد هویت جنسیتی آن‌ها سؤال کنند. برخی از کودکان مبتلا به اوتیسم و جنسیت غیر سازگار هستند، در پاسخ به تعصبات جامعه با چالش مضاعف روبرو هستند.

مطالعه: کودکان مبتلا به اوتیسم بیشتر احتمال دارد به جنسیت غیر منطبق | PhillyVoice

والدین اولی تعجب کردند که آیا عدم انطباق جنسیتی او - رفتاری که با هنجارهای مردانه و زنانه مطابقت ندارد - ممکن است ارتباطی با اوتیسم او داشته باشد. اولی در سن 2 سالگی به اختلال پردازش حسی مبتلا شده بود: حساسیت شدید به صداها، نور، بافت برخی غذاها یا احساس یک پارچه خاص می تواند کودکانی مانند اولی را به حالت ذوب سوق دهد. او همچنین به خواب رفتن و خوابیدن مشکل داشت. چهار سال دیگر طول می کشد تا پزشک پیدا کنند که علائم کلاسیک سندرم آسپرگر را تشخیص دهد - هوش بالاتر از حد متوسط همراه با نقایص اجتماعی و ارتباطی و منافع محدود. (اولی قبل از اینکه تشخیص در رده وسیعتری از اختلال طیف اوتیسم در سال ۲۰۱۳ جذب شود، مبتلا به سندرم آسپرگر تشخیص داده شد.)

پدر و مادر الی در تعمق در این معما تنها نیستند. تعداد انگشت شماری از مطالعات طی پنج سال گذشته - و یک سری گزارش موردی که به 1996 برمی گردد - ارتباط بین اوتیسم و واریانس جنسیتی را نشان می دهد. افرادی که احساس ناراحتی قابل توجهی می کنند زیرا هویت جنسیتی آنها با جنس تولد آنها متفاوت است - شرایطی که به آن بی نظمی جنسیتی معروف است - دارای میزان اوتیسم بالاتر از حد انتظار هستند. به همین ترتیب، به نظر می رسد افراد مبتلا به اوتیسم نسبت به جمعیت عمومی میزان بی نظمی جنسیتی بالاتری دارند. طبق مطالعات انجام شده طی پنج سال گذشته، بین 8 تا 10 درصد از کودکان و نوجوانانی که در کلینیک های جنسیتی در سراسر جهان دیده می شوند، معیارهای تشخیصی اوتیسم را برآورده می کنند، در حالی که تقریباً 20 درصد دارای ویژگی های اوتیسم مانند اختلال در مهارت های اجتماعی و ارتباطی یا تمرکز شدید و توجه به جزئیات برخی به دنبال درمان اختلال جنسیتی خود هستند که از قبل می دانند یا مشکوک به اوتیسم هستند، اما اکثر افراد در این مطالعات هرگز به دنبال تشخیص اوتیسم نبوده اند. علاوه بر این، به نظر می رسد که تقریباً همان تعداد مردان و زنان متولد شده تحت تأثیر قرار گرفته اند...

در طول دهه گذشته، افراد مبتلا به اختلال جنسیتی روش های جدیدی برای بیان احساس خود ایجاد کرده اند. در حالی که بسیاری زمانی به عنوان تراجنسی یا transgender شناخته می شدند، برخی اکنون خود را «جنسیت» یا «غیر باینری» می نامند. به نظر می رسد میزان اوتیسم و صفات اوتیسم در افرادی که جنسیت را تشخیص می دهند بیشتر است. مانند اولی، این افراد عموماً می‌گویند که کاملاً مردانه یا زنانه نیستند، و به صراحت تصور دو جنس متقابلا منحصر به فرد را رد می‌کنند. کلمه «trans» اغلب برای در بر گرفتن همه این هویت ها و عبارت «جنسیت تأیید شده» برای انتقال حس شخصی از خود استفاده می شود.

استرانگ و همکارانش با الهام از مطالعه هلندی، از زاویه دیگری به شیوع نزدیک شدند. آنها به جای اندازه گیری بروز اوتیسم در کودکان و نوجوانان بی روح جنسیتی، واریانس جنسیتی را - که به عنوان کودکی «مایل به جنس دیگر» تعریف شده است - در کودکان مبتلا به اوتیسم ارزیابی کردند. استرانگ می گوید: «ما نرخ هایی را یافتیم که 7.5 برابر بیشتر از حد انتظار بود.»

با این حال، او هشدار می دهد که گاهی اوقات، آنچه به نظر می رسد اوتیسم ممکن است در واقع اختلال جنسیتی درمان نشده باشد. او می گوید: «بسیاری از تجربه ترانس بودن می تواند مانند تجربه طیف به نظر برسد.» به عنوان مثال افرادی که نمی خواهند در جنسیت های تولد خود معاشرت کنند، ممکن است به نظر می رسد مهارت های اجتماعی ضعیفی دارند. آنها همچنین ممکن است با بدن خود احساس ناراحتی کنند که از ظاهر خود غافل می شوند. او می گوید: «اگر به آن شخص حمایت جنسیتی مناسب بدهید، گاهی اوقات می تواند بسیار کاهش یابد.»

دیگران با این بینش موافق هستند. یک مطالعه 2015 توسط محققان بیمارستان کودکان بوستون گزارش داد که 23.1 درصد از جوانان مبتلا به اختلال جنسیتی در یک کلینیک جنسیتی در آنجا ممکن است، احتمالا یا به احتمال زیاد سندرم Asperger، همانطور که توسط مقیاس تشخیصی سندرم Asperger اندازه گیری شده است، حتی اگر تعداد کمی از آنها وجود داشته باشد تشخیص بر اساس این یافته ها، محققان غربالگری معمول اوتیسم را در کلینیک های جنسیتی توصیه می کنند.

منبع: زندگی بین جنسیت | طیف

هنجارهای جنسیتی نباید به افراد مبتلا به اوتیسم تحمیل شود تا بقیه جهان راحت تر شوند. چرا آموزش دختران مبتلا به اوتیسم چگونه به درخواست آرایش، لباس در شیوه ای زنانه و فروشگاه؟ درمانگران، مربیان و والدین فقط اینها را اهداف مهمی می دانند زیرا جامعه ما هنجارهای سختگیرانه جنسیتی را اعمال می کند.

من به عنوان عضوی از جامعه LGBTQ که اوتیستیک نیز هست، بر اساس هویت جنسیتی، گرایش جنسی و ناتوانی خود با نابرابری روبرو می شوم. موانع اجتماعی در مسکن، اشتغال، حمل و نقل، مراقبت های بهداشتی و آموزش و پرورش به طور سیستماتیک افراد عجیب و غریب، جنسیت، transgender و افراد معلول را حذف می کند. نگرش های منسوخ و منفی در مورد جنسیت، جنسیت و اوتیسم بر روابط اجتماعی ما تاثیر می گذارد. محیط های عجیب و غریب اغلب مسائل پردازش حسی یا تفاوت های اجتماعی ما را به حساب نمی آورند، در حالی که خدمات اوتیسم اغلب تشخیص نمی دهند که ما ممکن است فراتر از باینری جنسیتی شناسایی کنیم یا روابط عجیب و غریب داشته باشیم. تغییر تمرکز از روایت های خسته تشخیص تاخیر و تفاوت های جنسی می تواند به جامعه اوتیسم کمک کند مسئولیت بهبود کیفیت زندگی روزمره ما را، هر چه سن ما در تشخیص یا هویت جنسیتی، بر عهده بگیرد.

منبع: تمرکز بر اوتیسم باید گسترش یابد تا جنسیت های غیر باینری را شامل شود | طیف

طبق یک مقاله جدید در مجله دانشگاهی LGBT Health، تقریباً یک چهارم جوانان مبتلا به اختلال جنسیتی یا ترنسجندر هستند، برای سندرم آسپرگر، نوعی اوتیسم مثبت به نمایش در می آیند. این مطالعه یک بررسی گذشته نگر از پرونده های دریافتی 39 کودک در بیمارستان کودکان بوستون بود. نویسنده اصلی دکتر دانیل شومر توضیح می دهد، «ما دریافتیم که 23 درصد از بچه ها هنگام استفاده از ابزار ارزیابی برای غربالگری Asperger در رده «ممکن، احتمالاً یا بسیار محتمل» قرار گرفتند.

استرانگ می گوید: «داشتن اوتیسم یک بار است؛ بسیاری از چیزها در جهان وقتی اوتیسم دارید تغییر می کند.» «اما اضافه کردن transgenderism، و یا شاید برخی از آنها transgender نیستند، اما آنها فقط در حال بررسی جنسیت هستند، که به خودی خود پیچیده است.»

«دانستن اینکه چگونه به حرکت در یک جهان است که واقعا دوستانه با افرادی که ترانس هستند می تواند روی حیله و تزویر زمانی که شما از دست رفته نشانه های اجتماعی است.»

شومر می گوید مهم است که والدین و ارائه دهندگان خدمات پزشکی از افزایش احتمال وقوع همزمان اوتیسم و واریانس جنسیتی آگاه باشند. در صورت درمان بیماران برای یک بیماری، آنها باید برای دیگری غربالگری شوند و آماده درمان آن باشند. وی می افزاید: «همچنین ممکن است پیامدهایی در مورد چگونگی ارائه رضایت آگاهانه برای مواردی مانند مداخلات هورمونی وجود داشته باشد.»

منبع: PrideSource - جوانان transgender بیشتر احتمال دارد که اوتیسم داشته باشند

جنگ صلیبی لواس برای «عادی کردن» انحراف محدود به کودکان اوتیستیک نبود. در دهه ۱۹۷۰ او تخصص خود را به مجموعه‌ای از آزمایش‌ها به نام پروژه پسر زنانه، زاییده افکار ریچارد گرین روانشناس UCLA قرض داد. پس از مصاحبه با صد زن و مرد که برای جراحی تغییر جنسیت درخواست دادند، گرین علاقه مند شد تا ریشه های هویت جنسی را به دوران کودکی ردیابی کند. وی با Lovaas همکاری کرد تا ببیند آیا شرطی شدن فعال می تواند به عنوان مداخله اولیه در موارد سردرگمی جنسیتی مورد استفاده قرار گیرد تا از نیاز به جراحی مجدد در آینده جلوگیری شود. مشهورترین داستان موفقیت این پروژه کرک اندرو مورفی بود که در سن پنج سالگی توسط والدینش در UCLA ثبت نام کرد. روشن و زودرس, کرک برای تنقلات مورد علاقه خود را با نام های تجاری خود را در سوپر مارکت بپرسید. اما پس از دیدن مصاحبه گرین در تلویزیون در مورد «سندرم پسر سیسی» - اصطلاح وی برای عدم وجود جنسیت زودرس - والدین کرک نگران شدند که وی رفتاری را نشان می دهد که برای یک پسر کوچک نامناسب است. یک روز، پدرش او را در حال ژست گرفتن در آشپزخانه در یک تی شرت بلند گرفت و گفت، «آیا لباس من زیبا نیست؟» کودکان مبتلا به این سندرم، گرین ادعا کرد، اغلب برای تبدیل شدن به تراجنسی یا همجنس‌گرا بزرگ شده‌اند. لوااس یک دانشجوی جوان فارغ‌التحصیل به نام جورج ریکرز را مأمور کرد تا درمانگر رفتاری کرک شود.

سیلبرمن، استیو (2015-08-25). NeuroRips: میراث اوتیسم و آینده تنوع عصبی (صص 319-320). گروه انتشارات پنگوئن. روشن شدن نسخه.

در یک گزارش موردی که در دوره های روانشناسی کارشناسی به یک کلاسیک تبدیل می شود، Rekers و Lovaas نوشتند که کرک (به نام «Kraig») دارای «توانایی قابل توجهی در تقلید از تمام رفتارهای ظریف زنانه یک زن بالغ است.» آنها «پیشنهاد کمک به مادر» را با حمل کیف پول خود «به عنوان نمونه ای از دستکاری غیرمستقیم پسر از مادرش برای «برآورده کردن منافع زنانه خود» قاب کردند. توصیف آنها از رفتار پسر کوچک، در مقایسه با رونوشت مصاحبه های پذیرش گرین با والدین کرک، قطعاً شدیدتر بود، گویی پسر به وضوح یک ملکه کشیدن در سطح جهانی در ساخت در سن پنج سالگی بود. آنها ادعا کردند که او «تاریخچه لباس پوشیدن» استادانه ای دارد که شامل غارت لوازم آرایشی مادربزرگش برای لوازم آرایشی و «گردش در خانه و کلینیک، کاملاً لباس زنی با لباس بلند، کلاه گیس، لاک ناخن، صدای بلند جیغ، [و] چشمان ناخوشایند اغوا کننده» است. (در عکس های خانوادگی، کرک بیشتر شبیه یک Mouseketeer است.)

سیلبرمن، استیو (2015-08-25). NeuroRips: میراث اوتیسم و آینده تنوع عصبی (صص 319-320). گروه انتشارات پنگوئن. روشن شدن نسخه.

برای سرد کردن رفتار نامناسب پسر کوچک در جوانه، آنها یک برنامه غوطه وری کامل را بر اساس کار Lovaas در مورد اوتیسم طراحی کردند. این بار، به جای دست زدن، نگاه گریزی، و اکولالیا، رفتارهای هدفمند برای انقراض شامل «مچ دست لنگی» تسلیم «قلاب دست» بدنام «راه رفتن swishy» دخترانه «hyperextension» اندام در لحظات پر جنب و جوش و اعلامیه های پرشوری مانند «خوبی» بخشنده» و «اوه، من عزیز.» در خانه، رفتارهای «مردانه» کرک با تراشه های آبی که می تواند برای آب نبات و سایر رفتارها بازخرید شود پاداش داده شد، در حالی که رفتارهای «زنانه» او با تراشه های قرمز که از کل کم شده بود مجازات می شد. در مصاحبه های انجام شده توسط وبلاگ نویس جیم برووی، که در سال 2011 یک تحقیق کامل در مورد پرونده انجام داد، برادر کرک، مارک، پدر آنها را به یاد آورد که پسر را مجازات می کند - با تأیید Rekers - با تبدیل هر تراشه قرمز به یک «سوات». مارک در حالی که اعتراف کرد که تراشه های قرمز را از توده های برادرش پنهان کرده بود، گریه کرد تا کرک مجبور نشود سوء استفاده را تحمل کند.

منبع: سیلبرمن، استیو (2015-08-25). NeuroRips: میراث اوتیسم و آینده تنوع عصبی (صص 320-321). گروه انتشارات پنگوئن. روشن شدن نسخه.

تقاطع اوتیستیک بودن و تراجنسیتی شایع تر از آن چیزی است که ممکن است فکر کنید. در حالی که گفتگو در مورد اوتیسم و هویت جنسیتی در حال گسترش است، من کمی مشکل دارم که بفهمم کجا در کل تصویر قرار می گیرم. بنابراین، تصمیم گرفتم تحقیقات خودم را انجام دهم، و در حالی که این موضوع یک زمینه مطالعاتی نسبتاً جدید است، آمار بسیار حیرت انگیزی پیدا کردم: در سال 2014، یک مطالعه ایالات متحده در مورد 147 کودک (سنین 6 تا 18) مبتلا به ASD نشان داد که شرکت کنندگان اوتیسم 7.59 برابر بیشتر از مقایسه واریانس جنسیتی را بیان می کنند گروه ها مطالعه دیگری که در سال 2015 در انگلستان انجام شد، شامل والدین 166 نوجوان مبتلا به جنسیت دیسفوری بود (63٪ به زن در هنگام تولد اختصاص داده شدند.) بر اساس گزارش والدین فرزندان خود در مقیاس پاسخگویی اجتماعی، 54 درصد از نوجوانان در محدوده بالینی خفیف، متوسط یا شدید برای اوتیسم نمره گرفتند. این رابطه فقط در سالهای اخیر در تحقیقات مورد بررسی قرار گرفته است، اما من به این نتیجه رسیده ام که افراد ترانس اتیسم زیادی در جهان وجود دارند. به عنوان شخصی که برای ارتباط انسانی بسیار ارزش قائل است و همزمان با آن دست و پنجه نرم می کند، باید بگویم که نگاه کردن به آن ارقام باعث راحتی من می شود. من کشف کردم که بسیاری از مردم درست مثل من وجود دارد. اوتیسم بودن و transgender بودن مطمئناً هرکدام چالش های مربوط به خود را دارند، اگرچه یکی از مواردی که آنها به اشتراک می گذارند عدم پذیرش اجتماعی به دلیل ننگ است. بسیاری از مردم هنوز بر این باورند که من به عنوان یک فرد transmasculine ذاتا نامعتبر است، درست مثل بسیاری از مردم دیگر هنوز هم بر این باورند اوتیسم نوعی از تراژدی است که باید درمان شود. در مقابل، من به شدت احساس می کنم که من به عنوان یک فرد به شدت به هر دو هویت تراجنسی و اوتیسم من وابسته است، و اینکه آنها چیزهای زیبایی هستند.

منبع: راهنمای تفکر فرد برای اوتیسم: اوتیسم، هویت ترانس مردانه و نامرئی

با توجه به گارسیا-اشپیگل، افراد مبتلا به اوتیسم اغلب به همان مجموعه هنجارهای اجتماعی مانند بقیه توجه نمی کنند، و با این آزادی یک چشم انداز می آید. «ما می توانیم ببینیم که بسیاری از قوانین اجتماعی در مورد جنسیت هستند» - او متوقف شد، تلاش کرد تا راهی برای قرار دادن افکار خود با ظرافت پیدا کند - «اساسا مزخرف».

و تحقیقات این ایده را پشتیبانی می کند که تعداد زیادی از افراد دارای جنسیت نیز اوتیستیک هستند. در سال 2014، یک نظرسنجی در بایگانی رفتار جنسی نشان داد که «واریانس جنسیتی در شرکت کنندگان با ASD 7.59 برابر بیشتر از یک گروه مقایسه غیر ارجاع شده است.» واریانس جنسیتی به عنوان «یک اصطلاح چتر برای توصیف هویت جنسیتی، بیان یا رفتاری که خارج از هنجارهای تعریف شده فرهنگی مرتبط با یک جنسیت خاص است» تعریف می شود. مقاله دیگری که در سال 2019 در LGBT Health منتشر شد، دریافت که کودکانی که اوتیسم تشخیص داده شده اند چهار برابر بیشتر دچار اختلال جنسیتی می شوند.

گارسیا اشپیگل گفت: «وقتی به هر حال به زور از قوانین اجتماعی فاصله می گیریم، بسیاری از ما به نوعی به آنها نگاه می کنیم و می بینیم،» اوه، این قوانین اجتماعی واقعاً نباید تاثیری در نحوه حمل خودم در جهان و رابطه من با بدن من داشته باشد. «، «گارسیا اشپیگل گفت. گروه بزرگی از افراد مبتلا به اوتیسم transgender مانند تعداد زیادی از افراد مبتلا به اوتیسم همجنسگرا است (برای گفتن چیزی از افراد اوتیستیک که عجیب و غریب و transgender هستند): کشف هویت جنسیتی می تواند یک نقشه راه برای درک اوتیسم فرد ارائه دهد. یادگیری که آنها autistic می توانید به مردم نشان می دهد که آنها اشتباه نیست برای خارج از قوانین و هنجارهای اجتماعی تجویز, از جمله آنهایی که برای جنسیت و تمایلات جنسی زندگی می کنند. هنگامی که آنها قبول می کنند که اوتیسم هستند، متوجه می شوند که بسیاری از هنجارهای اجتماعی محدود کننده هستند و باید مورد سوال قرار گیرند

ما شکسته نیستیم: تغییر مکالمه اوتیسم

بابی، یک فرد غیرباینری اوتیستیک در اواسط سی سالگی خود، می گوید: «من به عنوان یک دختر اوتیستیک بزرگ یا اجتماعی نشدم. من به عنوان یک بچه عجیب و غریب بزرگ شدم، و یک شکست جنسیتی.»

اوتیسم نقاب دار و اقلیت جنسیتی بسته بودن اغلب دست به دست هم می دهند و تجربیات ویژگی های زیادی را به اشتراک می گذارند. خانواده های گیج کننده افراد transgender و Autistics بزرگسالان به طور یکسان ادعا می کنند که وقتی فرد جوان بود «هیچ نشانه ای» از این هویت ها وجود ندارد. در حقیقت، اغلب نشانه های زیادی وجود داشت که خانواده کودک یا نمی دانستند به دنبال آن باشند یا نمی خواستند ببینند. نشانه های عدم انطباق به احتمال زیاد با هشدار، اصلاحات «مفید» مهربان («شما خیلی ناراضی نگاه می کنید، لطفا لبخند بزنید!») ، یا با انجماد کودک تا زمانی که آنها مطابقت داشته باشند. بابی اغلب به طور طعنه آمیز، نه فقط برای موهایشان، بلکه برای اینکه چگونه خود را حمل می کردند، صحبت می کردند، فکر می کردند، و برای راه های راحت و عملی که آنها لباس پوشیدند، قدردانی می کردند. همانطور که بزرگتر می شدند، شروع به کشف آنچه از آنها انتظار می رود، و ارائه جنسیت خود را به زنانه تر تغییر دادند تا بتوانند به عنوان کاملاً انسانی دیده شوند.

پرایس، دوون اوتیسم را از بین ببرید (ص 51 - 53). هارمونی/رودیل. روشن شدن نسخه.

اگر من می توانستم انتخاب کنم، من یک زن متولد شده ام

مادرم يه بار بهم گفت که اسم منو «لورا «گذاشته

من بزرگ ميشم تا مثل اون قوي و زيبا باشم

يه روز، يه مرد درستکار پيدا مي کردم تا شوهرم رو پيدا کنم

ما دو فرزند خواهیم داشت، خانه مان را در خلیج مکزیک می ساختیم

خانواده ما روزهای گرم تابستان را با هم در ساحل می گذراندند

خورشید پوست ما را می بوسد همانطور که در شن و ماسه و آب بازی می کردیم

ما می دانیم که ما عاشق یکدیگر بدون نیاز به گفتن آن

در شب، ما با پنجره های خانه ما باز می خوابیدیم

اجازه دادن به هوای خنک اقیانوس شانه های آفتاب سوخته فرزندان ما را تسکین دهد

یک اقیانوس در روح من وجود دارد که در آن آب ها منحنی نمی شوند

یک اقیانوس در روح من وجود دارد که در آن آب ها منحنی نمی شوند

یک اقیانوس در روح من وجود دارد که در آن آب ها منحنی نمی شوند

یک اقیانوس در روح من وجود دارد که در آن آب ها منحنی نمی شوند

—اقیانوس علیه من

هیچ کس در زندگی بابی جوان نمی توانست آنها را به همان اندازه که واقعا بودند ببیند. وقتی سیستم اعتقادی شما می آموزد که ناتوانی و واریانس جنسیتی شرم آور و منزجر کننده است، سخت است که به فرزندتان نگاه کنید و آن صفات را تشخیص دهید. آنها می گویند: «ما باید جامعه را دوباره از زمین بسازیم.» «جوامع کوچک عصبی عجیب و غریب ما. از آنجا که هیچ کس دیگری فکر نمی کند که ما را شامل شود.» پرایس، دوون. اوتیسم را از بین ببرید (ص 53). هارمونی/رودیل. روشن شدن نسخه.

هویت های دوگانه ما رقابت نمی کنند؛ آنها مکمل هستند

از این اطلاعات برای «سرزنش» هویت ترانس در اوتیسم استفاده نکنید. هویت را تهدید نکنید یا آژانس را کاهش ندهید.

سرزنش هویت های ترانس در اوتیسم این است که بگوییم افراد مبتلا به اوتیسم نمی توانند جنسیت خود را درک کنند یا از آن آگاه باشند. اگر یک فرد مبتلا به اوتیسم نمی تواند بداند که آنها ترانس هستند، چگونه می توانند بدانند که آنها نیستند؟ چطور ميتونن چيزي درباره خودشون بدونن؟

هنگامی که جنسیت یک فرد شک است زیرا آنها autistic هستند، این هموار راه را برای از بین بردن آژانس افراد مبتلا به اوتیسم در انواع راه های دیگر. اگر ما نمی توانیم این جنبه مرکزی هویت خود را بشناسیم، مطمئناً نمی توانیم بدانیم چه احساسی داریم، چه چیزی دوست داریم یا کی هستیم. به طور خلاصه، این بدان معنی است که ما واقعاً مردم نیستیم و وجود، تجربیات و هویت ما برای تعریف افراد دیگر است. این فقط جنبه دیگری از افراد اوتیستیک غیر انسانی است، و قطعا جنسیت تنها منطقه ای نیست که این اتفاق می افتد.

به خودی خود، تمایل به یافتن «دلیل» مبنی بر اینکه شخصی transgender است، نتیجه اعتقاد بر این است که transgender یک مشکل است و همیشه بهتر است که نباشد. این واقعیت که پزشکان مانند زوکر بر این تمرکز می کنند که چرا یک فرد تراجنسیتی است، به جای تمرکز بر اینکه چه نوع کمکی نیاز دارند و چگونه می توانند به بهترین نحو آن را ارائه دهند، به وضوح این باور را نشان می دهد که اساسا بد است که transgender باشد. نه تنها این، بلکه اعتقاد بر این است که حتی از لحاظ نظری برای هر کس غیر از فرد مورد نظر امکان پذیر است که بداند جنسیت فرد چیست. این فقط چگونه جنسیت کار نمی کند! هیچ کس واقعاً نمی فهمد جنسیت چیست، یا معنی آن چیست، یا از کجا می آید. تنها چیزی که با اطمینان می دانیم این است که داخلی، ذهنی و شخصی است. شما نمی توانید جنسیت شخص دیگری را بیش از آنچه می توانید رنگ مورد علاقه خود را اثبات یا آزمایش کنید، اثبات یا آزمایش کنید. این ایده که می توان آن را آزمایش کرد، به طور مداوم برای بی اعتبار کردن افراد ترانس استفاده می شود. اگر نتوانیم به اندازه کافی «اثبات» خود را به دیگران «اثبات» کنیم، جنسیت های ما شک دارند یا کافر می شوند - اگر کلیشه های جنسیتی بیش از حد یا خیلی کمی بیان کنیم، اگر خیلی پیر یا خیلی جوان هستیم، اگر ادعا می کنیم غیرباینری است یا توصیف ما از هویت ما خیلی پیچیده یا گیج کننده است.

بهترین گزینه این است که به شخصی اجازه دهید احساسات خود را کشف کند، از آنها در درک خود حمایت کند و هویت خود را هر آنچه که به نظر می رسد بپذیرد. پیچیده نیست، و تنها زمانی ترسناک است که هنوز هم این باور را داشته باشید که اوتیستیک یا تراجنسیتی بودن - یا هر دو فکر را از بین ببرید - چیز وحشتناکی است. که اینطور نیست من، همراه با تعداد بیشماری دیگر مثل خودم، اثبات زنده ای برای آن هستم.

منبع: سرزنش هویت های ترانس در مورد اوتیسم همه را آزار می دهد | اوتیسم

تصورات غلط در مورد اینکه چه چیزی به معنای تراجنسیتی بودن یا توانایی افراد اوتیستیک برای درک جنسیت آنها یا تصمیم گیری در مورد بدن آنها است، اغلب ارائه دهندگان خدمات یا اعضای خانواده را وادار می کند تا در راه تلاش های افراد مبتلا به اوتیسم تراجنسیتی برای زندگی با اصالت و عزت قرار بگیرند. این می تواند شامل انکار دسترسی افراد مبتلا به اوتیسم تراجنسیتی به مراقبت های مربوط به انتقال، قرار دادن آنها در معرض درمان های «عادی سازی» با هدف سرکوب بیان جنسیت آنها یا قرار دادن آنها در تنظیمات سرپرستی یا نهادی باشد که قدرت تصمیم گیری آنها را محدود می کند. در حالی که تحقیقات نشان می دهد که همپوشانی زیادی بین جوامع transgender و autistic وجود دارد، افراد مبتلا به اوتیسم ترانس اغلب دسترسی به خدمات و پشتیبانی هایی را ندارند که همه جنبه های هویت خود را درک و احترام می گذارند.

سام کرین، مدیر سیاست حقوقی شبکه خود حمایت از اوتیسم گفت: «بیش از حد اغلب، افراد مبتلا به اوتیسم از حقوق اساسی برای تصمیم گیری در مورد بدن و مراقبت های بهداشتی خود محروم می شوند، از جمله وقتی صحبت از بیان هویت جنسیتی ما می شود.» «این که آیا ما transgender هستیم یا نه، هویت جنسیتی افراد مبتلا به اوتیسم به اندازه دیگران واقعی است و باید مورد احترام و حمایت قرار گیرد، نه بر اساس کلیشه های بی اساس رد شود.»

منبع: شبکه حمایت از خود اوتیستیک، گروه های دگرباشان جنسی بیانیه ای در مورد نیازهای افراد مبتلا به اوتیسم را منتشر می کنند | Autistic Self Advocacy Network

باسکام گفت: «یک تصور غلط رایج این فرض است که جنسیت و جنسیت برای افراد مبتلا به اوتیسم بی ربط است، یا اینکه جنسیت و هویت جنسیتی ما علائم اوتیسم ما است.» «این باورها نه تنها نادرست بلکه برای افراد مبتلا به اوتیسم نیز بسیار مضر هستند و اغلب برای جلوگیری از دسترسی افراد مبتلا به LGBT اوتیسم از دسترسی به فضاهای LGBT، روابط معتبر و مراقبت های بهداشتی مرتبط با انتقال استفاده می شود. واقعیت این است که افراد مبتلا به اوتیسم می توانند تنوع زیبایی از هویت های جنسیتی و جنسیت داشته باشند و ما مانند هر کس دیگری حق تعیین سرنوشت داریم.»

منبع: چگونه دفاتر پزشکان و فرهنگ عجیب و غریب افراد LGBTQ اوتیسم را شکست می دهند.

تعداد کمی از مردم به افراد تراجنسیتی اوتیسم گوش می دهند یا دلایل انتقال آنها را از آنها می پرسند. هویت دوگانه آنها رقابت نمی کند؛ آنها مکمل هستند. پذیرش هر یک از افراد مبتلا به اوتیسم transgender آزادی های جدیدی را که در غیر این صورت ندارند، فراهم می کند. بسیاری از تعصب علیه این جمعیت نیز ریشه در این ایده دارد که افراد مبتلا به اوتیسم نمی توانند درک کنند که چه چیزی به نفع خود است. این توانایی مخرب همراه با ترنس فوبیا نشان می دهد که افراد مبتلا به اوتیسم نمی توانند هویت جنسیتی خود را درک کنند. با این حال، افراد مبتلا به اوتیسم می دانند که چه می خواهند و نیاز دارند. آنها کسانی هستند که در مورد هویت خود بهتر می دانند و چگونه می توانند اطمینان حاصل کنند که بدن آنها با آنچه در ذهنشان است مطابقت دارد. تنها چیزی که آنها از دیگران نیاز دارند تأیید و حمایت است.

ما شکسته نیستیم: تغییر مکالمه اوتیسم

حالا من خونه ام

من می توانم باد را روی پوستم احساس کنم

عشق واقعی را از درون زخم های نبرد احساس کنید

حالا دوباره متولد شدم

می تواند فضا را در بدن من اشغال کند

جراحی به من آزادی داد

چه مدت می توانید قرار دهید

با تصمیم گیری پزشکان در مورد زندگی شما

بدن من، انتخاب های من

من خيلي خسته شدم

درخواست تأیید و تردید

به عنوان غیر طبیعی دیده

حالا من خونه ام

من می توانم باد را روی پوستم احساس کنم

عشق واقعی را از درون زخم های نبرد احساس کنید

حالا دوباره متولد شدم

می تواند فضا را در بدن من اشغال کند

جراحی به من آزادی داد

نه بیشتر بیدار شدن از خواب در ساعت 3

حالت وحشت، تلاش برای پذیرش این بدن مال شماست

دیدن در پنجره یک خیابان شلوغ

من هنوز به اندازه پسري که کنارم هستم صاف نيستم

چسباننده تو کمد، خيلي بهت درد ميداد

اما ذهنی این است که خفه بیش از حد در راه

هیچ کس اینجا نیست، هیچ کس آنجا نیست،

هيچ کس شبيه تو نيست

زندگی شما شوخی در یک کارتون هالیوود است

صفحه اصلی

من داشتم دنبالش ميگشتم

مانند یک حلزون، از دست رفته بدون آن

صفحه اصلی

من داشتم دنبالش ميگشتم

حالا من پیدا کرده اند من

صفحه اصلی

من می توانم باد را روی پوستم احساس کنم

عشق واقعی را از درون زخم های نبرد احساس کنید

حالا دوباره متولد شدم

می تواند فضا را در بدن من اشغال کند

جراحی به من آزادی داد

—دوباره متولد شده توسط Eyemèr

جنسیت کپی و بریکولاژ

ساختارشکنی آغاز شده

وقتشه که از هم جدا بشم

و اگر شما فکر می کنم که آن را سخت بود

بهت ميگم هيچي تغيير نميکنه

تا زمانی که شما شروع به شکستن آن

و از هم جدا

من از هم جدا خواهم شد

من از هم جدا خواهم شد

در حال حاضر آن را به شروع

من از هم جدا خواهم شد

بازسازی آغاز خواهد شد

فقط وقتي که چيزي باقي نمونده

اما قطعات کوچک روی زمین

اونا از چيزي که من بودم ساخته شدن

قبل از اینکه مجبور شدم آن را بشکنم

—ساختارشکنی توسط مارماهی

یک دوست «جنسیت Copia: دیدگاه های بلاغی فمینیستی در مورد یک مفهوم اوتیسم از جنسیت/جنسیت: مطالعات زنان در ارتباطات: جلد 35، شماره 1" را در پاسخ به «Autigender و Neuroqueer: دو کلمه در رابطه بین اوتیسم و جنسیت متناسب با من» به اشتراک گذاشت. من واقعا این گراف را دوست دارم:

افراد مبتلا به اوتیسم به دلیل توانایی خود در بی خاصیت کردن هنجارهای اجتماعی و تفاوت های عصبی خود، می توانند بینش های جدیدی را در مورد جنسیت به عنوان یک روند اجتماعی ارائه دهند. بررسی جنسیت از دیدگاه اوتیسم برخی از عناصر را به عنوان اجتماعی ساخته شده برجسته می کند که در غیر این صورت ممکن است طبیعی به نظر برسد و از درک جنسیت به عنوان سیال و چند بعدی پشتیبانی می کند.

جنسیت Copia: دیدگاه های بلاغی فمینیستی در مورد مفهوم اوتیستیک جنسیت و جنسیت: مطالعات زنان در ارتباطات: جلد 35، شماره 1

مقابله و denaturalizing هنجارهای اجتماعی توصیف زمین از بسیاری از زندگی اوتیسم. ما قناری‌های سازه اجتماعی هستیم.

این مقاله در ادامه به پیشنهاد یک کپی جنسیتی می پردازد که به نظر می رسد مانند نوع بریکولاژ ما است.

منابع در نظر گرفته شده در اینجا حاکی از یک مدل باینری (مردانه = زنانه) یا حتی دیدگاهی از جنسیت به عنوان یک پیوستار نیست، بلکه چیزی بیشتر شبیه به یک کپی است، اصطلاح بلاغی اراسموس برای توصیف عمل انتخاب «عبارات خاص و ساخت [ing] به عنوان بسیاری از تغییرات آنها که ممکن است» (17). Copia یک استراتژی اختراع را ارائه می دهد، یک اصطلاح لفظی برای روند تولید ایده ها. به طور خاص، copia شامل تکثیر، ضرب امکانات به طوری که برای قرار دادن طیف وسیعی از گزینه های قانع کننده در دسترس به یک لتور. من مفهوم اختراع اتصالات برای توصیف نوع لفاظی که در آن بسیاری از افراد مبتلا به اوتیسم درگیر زمانی که آنها بحث جنسیت و جنسیت, یک لفاظی ما ممکن است در نظر, زیر مری هاوکسورث, یک لفاظی فمینیستی, تا آنجا که آن را به دنبال «جهان را به بودن پاسخ, ثبت دستورات جدید از امکان, اعتبار چارچوب مرجع و اشکال توضیح, و بازسازی تاریخ سرویس برای پروژه های حال و آینده» (1988).

افرادی که خود را در این جستجو بلاغی برای شرایط که با آن به خود را درک درگیر می توانید در یک آرایه گسترده ای از شرایط و یا نمایندگی قرعه کشی, مانند genderqueer, transgendered, افسونگر, بوچ, بوی, نوتروس, androgyne, دو- یا سه جنسیتی, جنس سوم, و حتی گیک.

جنسیت Copia: دیدگاه های بلاغی فمینیستی در مورد مفهوم اوتیستیک جنسیت و جنسیت: مطالعات زنان در ارتباطات: جلد 35، شماره 1

من مانند یک جنسیت احساس نمی کنم، من خودم را احساس می کنم

شرکت کنندگان گزارش دادند که به دلایل مختلف با ارائه های معمول جنسیت زن شناسایی نشده اند، که هم به اوتیسم و هم با انتظارات فرهنگی اجتماعی مرتبط هستند. شرکت کنندگان فرزند بودن را توصیف کردند بچه گانه بودن یا تمایل به پسر بودن، داشتن مشکلات مطابق با انتظارات اجتماعی مبتنی بر جنسیت و شناسایی قدرتمند با منافع شخصی آنها. «من مانند یک جنسیت احساس نمی کنم، من خودم را احساس می کنم»: افراد مبتلا به اوتیسم که به عنوان دختران در حال بررسی هویت جنسیتی هستند

بحث به نظر می رسد که چگونه افراد مبتلا به اوتیسم گاهی اوقات مجبور به عمل در روش های خاصی به جا در و چگونه این می تواند آنها را احساس اشتباه و افسرده است. طرح تحقیق توسط شرکت کنندگان هدایت شد و این بدان معنی است که گروهی که به ندرت از نظر آنها خواسته شده است توانستند حرفی بزنند.

قابل توجه است، همه شرکت کنندگان در این بحث احساس کردند که آنها با ارائه و فعالیت های معمول جنسیت زن ارتباط ندارند.

«من مانند یک جنسیت احساس نمی کنم، من خودم را احساس می کنم»: افراد مبتلا به اوتیسم که به عنوان دختران در حال بررسی هویت جنسیتی هستند

من خودم را به یک پسر اعتقاد داشتم و زمانی که من شروع به توسعه به عنوان یک دختر کردم، مریض و مریض شدم. روت

تعدادی از شرکت کنندگان گاهی اوقات با بهره گیری از فعالیت های که آنها در نظر گرفته می شود به طور معمول زن و همچنین فعالیت های آنها در نظر گرفته می شود به طور معمول مرد توصیف:

من همیشه یک تقسیم بسیار حتی از «اسباب بازی های دخترانه» و «اسباب بازی های پسر» - عروسک های کودک، لاک پشت های نینجا، حیوانات پر شده، شکارچیان روح، برچسب ها، دایناسورها، چیزهای حیله گر، لگو داشتم. کیت

اکثر شرکت کنندگان احساس روان جنسیت، جنسیت بودن یا احساس زن و مرد و دیدن دیگران را به همان شیوه گزارش کردند. به عنوان مثال، کلر توصیف کرد:

عشق و میل بیشتر با شخصیت فرد ارتباط دارد تا جنسیت. کلر

فقدان حس جنسیت یا عدم اطمینان از «احساس» جنسیت آنها یکی دیگر از گزارش های رایج بود:

به عنوان یک کودک و حتی در حال حاضر، من مانند یک جنسیت احساس نمی کنم، من خودم را احساس می کنم و در بیشتر قسمت ها من دائما در تلاش برای کشف کردن آنچه که برای من معنی دارد. بتی

بسیاری از شرکت کنندگان همچنین احساس Agender یا عدم شناسایی با جنسیت را توصیف کردند:

من مثل یک جنس خاص احساس نمی کنم حتی مطمئن نیستم که جنسیت باید چه احساسی داشته باشد. هلن

فقط یک شرکت کننده خود را به عنوان جنسیت ترانس گزارش کرد:

من اولین باری را که در یک کتاب روانشناسی در مورد اختلال جنسیتی خواندم، به یاد می آورم که خودم و جنسیت را درک کردم. من یک مرد در بدن زن هستم، [.] من پسري بودم که تبديل به يه مرد قوي و مهربون شده مایک

شرکت کنندگان همچنین خاطرنشان کردند که برخی از تجربیات آنها منعکس کننده نگرش های رایج در کودکان است. همانطور که سالی منعکس کرد:

گاهی اوقات آرزو می کنم که ای کاش در دوران امروز به دنیا آمده ام. امروز یک سن متفاوت است و بسیاری از تفاوت ها پذیرفته شده و پذیرفته می شوند. شاید امید بیشتری در آینده وجود داشته باشد اگر همه چیز به این ترتیب ادامه یابد. سالی

شرکت کنندگان همچنین «پنهان کردن» خود را در دوران کودکی توصیف کردند، اما تمایل داشتند این را به عنوان چیزی که در بزرگسالان مقاومت می کردند، ببینند.

من حتی کمتر احتمال دارد به مطابقت با هر چیزی در حال حاضر که من مسن تر هستم. «ريچل «

منبع: «من مانند یک جنسیت احساس نمی کنم، من خودم را احساس می کنم»: افراد مبتلا به اوتیسم که به عنوان دختران در حال بررسی هویت جنسیتی هستند

شرکت کنندگان همچنین بحث کردند که چگونه کشف هویت اوتیسم آنها به پذیرش خود کمک کرده است. سالی گفت:

پی بردن به اینکه من یک فرد مبتلا به اوتیسم هستم به من کمک کرد تا خودم را خیلی درک کنم. این توضیح می دهد که چرا من خیلی متفاوت بوده ام و چرا من با نقش های مردانه/زن و هویت مبارزه می کنم. این به من کمک می کند تا خودم را بهتر بپذیرم. این مبارزات را حل نمی کند، اما با پذیرش شخصی من کمک می کند. سالی

نکته خاص این است که میزان منافع در تعریف هویت جنسیتی و هویت به طور کلی نقش داشته است. اکثر شرکت کنندگان در این مطالعه حس هویت خود را به عنوان «سیال» مشخص کردند و بیشتر از منافع خود تعریف کردند:

حس هویت من سیال است، همانطور که حس جنسیت من روان است [.] تنها هویت ثابت که از طریق زندگی من به عنوان یک موضوع اجرا می شود «رقصنده» است. این برای من مهمتر از جنسیت، نام یا سایر ویژگی های شناسایی است. حتی مهمتر از مادر. من نمی اعتراف که در جهان NT به عنوان زمانی که من, من اصلاح شده است (بعد از همه مادر قرار است به شناسایی اولیه من, متعجب?!) اما من احساس می کنم که می توانم اعتراف کنم که در اینجا. تیلور

مال من هنرمند است. با تشکر از شما، تیلور. جسی

شرکت کنندگان همچنین در مورد روشهایی بحث کردند که کشف هویت اوتیسم آنها به آنها کمک کرده بود تا خود را بپذیرند. سالی نوشت:

من نميخوام مرد باشم با این حال من منافع زنانه اکثر زنان را به اشتراک نمی گذارم. من هم مناسب نيستم من آرزو می کنم یک خنثی وجود دارد. سالی

در اینجا، شرکت کنندگان با شور و حرارت در مورد مناطق iden- tification مربوط به منافع شخصی صحبت کرد. اوتیسم در این زمینه به عنوان توضیحی برای چشم اندازهای شخصی آنها عمل می کند، تصور می شود که با دیدگاه های غیر اوتیستیک معمولی مغایرت دارد. اینها حساب ساختارهای هویت سیال تر بودند، که کمتر با انتظارات اجتماعی محدود می شدند.

این حسابها، اگرچه بسیار متفاوت هستند، اما تجربه مشترکی را از افرادی که خود را قادر به شناسایی انتظارات جنسیتی معمولی در محیط خود و مبارزات فردی آنها برای درک خود در برابر اینها نمی دانند، منتقل می کند.

شرکت کنندگان در این مطالعه روایتهای قدرتمندی از قلم زدن احساس بیگانگی را ارائه دادند که ناشی از فشار به هم شکل به انتظارات «جنسیت-معمولی» و «نوروتیپیک» از آنها بود. هویت جنسیتی به طور سنتی از نظر مقوله های دو طرفه درک می شود، که برای کسانی که با آنها سازگار نیستند مفید نیست.

افراد مبتلا به اوتیسم احساس فشار را برای «پوشاندن» اوتیسم خود توصیف کرده اند. 14،41,42 آنها اغلب این کار را با نقش های جنسیتی هنجاری «در هر شکل» انجام می دهند. با انجام این کار، آنها اغلب رفتارهایی را اتخاذ می کنند که برای آنها غریزی نیست و از قبل تمایل دارند شخصی باشند که نیستند. برای شرکت کنندگان در این پروژه، این تلاش برای مطابقت با بزرگتر شدن متوقف شد، اما عملی بود که بسیاری از آنها در سنین جوانی اتخاذ شده بودند و ممکن است بخشی از دلیل عدم اطمینان از هویت جنسیتی آنها باشد. این امر همچنین ممکن است برخی از کشورها را برای بروز بالای مشکلات سلامت روان در افراد مبتلا به اوتیسم فراهم کند. شرکت کنندگان در این مطالعه این چالش ها و تلاش های خود را برای حرکت به آنها، مبارزات دو قلم که در طول سال ها ادامه داشت، بیان کردند.

Davidson و Tamas16 برجسته می کنند که «انجام» جنسیت همانطور که از نظر اجتماعی انتظار می رود می تواند به طور باورنکردنی برای افراد اوتیسم تخلیه شود. پوشاندن هویت اوتیسم ممکن است به افراد مبتلا به اوتیسم کمک کند تا هویت جنسیتی خود را نیز پردازش کنند.

ارتباط بین منافع شرکت کنندگان و هویت جنسیتی یک یافته مهم و غیر منتظره از این جستجوی مجدد بود. سؤال از شرکت کنندگان در مورد هویت جنسیتی آنها اغلب ناشی از منافع آنها نیست که با مواردی که معمولاً با زنانگی مرتبط هستند مطابقت ندارد.

شرکت کنندگان در این مطالعه روایتهای قدرتمندی از قلم زدن احساس بیگانگی را ارائه دادند که ناشی از فشار به هم شکل به انتظارات «جنسیت-معمولی» و «نوروتیپیک» از آنها بود. هویت جنسیتی به طور سنتی از نظر مقوله های دو طرفه درک می شود، که برای کسانی که با آنها سازگار نیستند مفید نیست.

«من مانند یک جنسیت احساس نمی کنم، من خودم را احساس می کنم»: افراد مبتلا به اوتیسم که به عنوان دختران در حال بررسی هویت جنسیتی هستند

زنان اوتیستیک و افراد غیرباینری گاهی با اینکه جامعه چگونه به آنها می گوید که باید عمل کنند، دست و پنجه نرم می کنند. برخی از زنان اوتیسم احساس فشار به اتخاذ نقش های جنسیتی سنتی (و بار که با آنها می آیند)، مانند همسر، مادر، و دوست دختر، پیدا کردن «این ناسازگار با چگونه آنها می خواستند به زندگی می کنند.» ما شکسته نمی شویم: تغییر مکالمه اوتیسم

دوباره منو يه دختر صدا کن

نه درخواست جهنم از آن

دوباره منو يه دختر صدا کن

جنسیت من به تو ربطی نداره

دوباره منو يه دختر صدا کن

نه درخواست جهنم از آن

دوباره منو يه دختر صدا کن

مقاومت غیر باینری!

آنها آنها، آنها آنها را!

آنها آنها، آنها آنها را!

نه اينکه از دوستي درخواست کنم

آنها آنها، آنها آنها را!

آنها آنها، آنها آنها را!

نه اينکه از دوستي درخواست کنم

-اونه/آنها توسط رویای ناخن

اگر جنسیت یک ساختار اجتماعی باشد، افراد مبتلا به اوتیسم، که کمتر از هنجارهای اجتماعی آگاهی دارند، کمتر به یک هویت جنسیتی معمولی مبتلا می شوند. دختران مبتلا به اوتیسم ممکن است خود را تبدیل شدن به همسران و مادران زمانی که آنها رشد می کنند پیش بینی. اگر ساختارهای اجتماعی از نمادها و بازنمایی ها ساخته شده باشند، ممکن است بتن اوتیسم منجر به هویت جنسیتی کمتر تعمیم یافته و شخصی تر شود. بنابراین، اوتیسم ممکن است زن بودن را به روشی منحصر به فرد از نو تعریف کند. زناني از يه سياره ديگه؟ فمینیسم و آگاهی AC

استرس اقلیت

و این چیزی است که اتفاق می افتد زمانی که شما یک کودک را در شرم خیس می کنید و به دیگری اجازه می دهید متنفر باشد. هانا گدسبی: نانت

این داستان ویکتوریا است

درست مثل یک کبوتر عزاداری

و هیچ شکوهی در Dysphoria وجود ندارد

ویکتوریا

پلیس بد/پلیس بد — متن ترانه ویکتوریا

CW: خودکشی، بی نظمی

در حالی که فاشیست ها وجود transgender را جرم می دانند و برای درمان تبدیل به دولت اجباری - مجبور کردن جوانان به بلوغ اشتباه - گروه کر به ویکتوریا از طریق سر ما در حال اجرا است.

همانطور که ما به درک دقیق تر افسردگی در جامعه transgender می پردازیم، مشخص می شود که علت اصلی آن چیزی است که به عنوان «استرس اقلیت» نامیده می شود؛ یعنی «عوامل استرس زا ناشی از یک فرهنگ خصمانه و همجنسگرا، که اغلب منجر به یک عمر آزار و اذیت، بدرفتاری، تبعیض و قربانی شدن.» خبر خوب این است که هرچه روابط اجتماعی و فرهنگ با گذشت زمان تغییر می کند، ممکن است نگرش منفی نسبت به افراد transgender کاهش یابد، که این امر باعث کاهش عوامل استرس زا می شود که باعث اضطراب و افسردگی می شود.

منبع: هنگامی که جهان برخورد می کند - بیماری روانی در جامعه ترانس - شیردل

همه در یک خط مستقیم قدم می زنند

من نمی توانم به نظر می رسد مناسب در

حتي سعيمو هم نمي کنم

تا مثل آنها باشم

چه شکليه؟

فقط به خاطر خودتان بودن پذیرفته شوید

و مجبور به بیرون آمدن

از منطقه راحتی شما

بنابراین اینجا، من اینجا هستم

ما کسانی هستیم که شما در تلویزیون می بینید

که به نظر نمی رسد خفه شود

که هرگز خوشحال به نظر نمیرسد

تمام وجود ما هنوز بخشی از بحث است

وقتی نفس کشیدن سیاسی است

پس شما فقط

به پیشرفت آهسته اعتقاد داشته باشید

و ایمان خود را در دستان خود بگیرید

بنابراین در اینجا، من اینجا هستم

منو نگه ندار

همه در یک خط مستقیم قدم می زنند

من نمی توانم به نظر می رسد مناسب در

حتي سعيمو هم نمي کنم

تا مثل آنها باشم

چه شکليه؟

فقط پذیرفته شود (من اینجا هستم)

- خط عجیب و غریب (آهنگ غیر باینری/LGBTQIA+) توسط Eyemèr

چرا فشارهای روانی بیشتری بر افراد مبتلا به اوتیسم از گروه های اقلیت جنسیتی وجود دارد؟ برای نقل قول از مقاله تحقیق،

وی گفت: «افزایش میزان مشکلات بهداشت روان در این جمعیت اقلیت اغلب نتیجه ننگ و حاشیه نشینی است که به زندگی در خارج از هنجارهای اصلی اجتماعی و فرهنگی مربوط می شود (Meyer 2003). این ننگ می تواند منجر به آنچه مایر (2003) از آن به عنوان «استرس اقلیت» یاد می کند. این استرس می تواند ناشی از عوارض جانبی خارجی باشد، که در میان سایر اشکال قربانی شدن می تواند شامل سوء استفاده کلامی، اعمال خشونت، تجاوز جنسی توسط یک فرد شناخته شده یا ناشناخته، کاهش فرصت های شغلی و مراقبت های پزشکی و آزار و اذیت افراد در موقعیت های اقتدار باشد (Sandfort et al. ۲۰۰۷).»

منبع: وبلاگ اوتیسم ان: اوتیسم، تراجنسیتی و تراژدی اجتناب

من يه نقص مهلک دارم

من يه دروغگوي اجباري هستم

اگه دوستت نداشته باشم

من هر چیزی را به شما می گویم

و حتي اگه دوستت داشته باشم

من هميشه گيج خواهم بود

من همیشه با حقیقت مذاکره خواهم کرد

و من می توانم عادت را ردیابی کنم

به وقتي که يازده سالم بود

و من فکر ميکردم پسرا خوشگلن

و نميتونستم به کسي بگم

آن را در سن جوان باز می شود

اون کمد همه محافظ

فقط در رو قفل کن

و در میان بارانی ها قرار می گیرند

هر چه بیشتر در آنجا بمانید

هرچه بیشتر تحریف شوید

هرچه دروغ های شما بیشتر باشد، باید بیشتر باشد

یک لحظه دیگر صبر نکنید:

بایستید و دستگیره را بچرخانید

و من رازم رو بهت ميگم

اگه تو مال خودت رو بهم بگي

—دروغگو اجباری توسط عزرا فورمن

انتقال از هیچ جا به هیچ جا

دوباره اومدم اينجا

هيچ کس اهميتي نميده که تا وقتي که بميري تو ميميري

جاه طلبی منجر به هیچ جا

من رویای رفتن به رختخواب را دارم

هيچ کس اهميتي نميده که تا وقتي که بميري تو ميميري

و اگر آن را به اندازه کافی برای نگه داشتن چراغ در

بذار چراغها رو خاموش کنن

روح شکسته و سرفه بد

خاموششون کن، خاموششون کن

و هنگامی که شما واقعا در انتهای طناب خود هستید

نه، تو شب رو مرخصي نميگيري

بیش از حد بسیاری از شیاطین به مبارزه کردن

منو قطع کن، منو قطع کن

يادت مياد سعي کردم بپرسم مرد بودن يعني چي؟

من را پرت کردند پشت یک کامیون و دستانم را بستند

- انتقال از هیچ جا به هیچ جا توسط عزرا فورمن

وی گفت: «نیروهای زیادی وجود دارند که همه ما افراد عجیب و غریب را آزاد می کنند، اگر نمرده باشند، به طور پیش فرض ما را به یک جامعه تبدیل می کند. غرور یک مشعل است که فقط به دلیل تاریکی باید روشن شود و تاریکی به زودی از بین نمی رود. من آرزو می کنم من این را در مشترک با همه این افراد مختلف ندارد. اما من انجام می دهم.» تابستان پراید میکس عزرا فورمن: گوش کن | بیلبورد - بیلبورد

برای آهنگ های بیشتر - و چشم انداز - در مورد بی نظمی، استرس اقلیت، و سلامت روانی عجیب و غریب و عصبی، لیست پخش ما را بررسی کنید «پانک Queer افسرده عصبی مزمن: پانک راک، مدل اجتماعی ناتوانی و رویای جامعه پذیرش».

راه شما در حال بازی قناری و آنها در حال فروش زغال سنگ چه کاری می توانید انجام دهید اما راک اند رول توسط ازرا فورمن

اوتیسم و نوروکوئر: دو واژه در رابطه اوتیسم و جنسیت متناسب با من

این دو کلمه به من کمک کرد خودم را بیشتر بفهمم. آنها را در کنار هم قرار دهید

اوتیجندر

پرچم اوتیجندر

Autigender به صراحت نمی گوید که «جنسیت من اوتیسم است» - این در مورد گفتن نیست که شما یک پسر، دختر، انبی، اوتیسم، هر چیز دیگری هستید. این در مورد رابطه شما با جنسیت شما است.

به طور خاص، جنسیت یک ساختار اجتماعی است. کسری اولیه اوتیسم شامل مشکلات تفسیر و درک ساختارهای اجتماعی است. این بدان معنی است که ما یک ناتوانی داریم که ذاتاً درک جنسیت را بخشی از معلولیت ما می کند.

به همین دلیل، ما می توانیم درک فوق العاده پیچیده و منحصر به فردی از اینکه جنسیت چیست، چگونه بر ما تأثیر می گذارد و چگونه جنسیت را بیان می کنیم داشته باشیم.

Autigender کلمه ای است که این رابطه منحصر به فرد و پیچیده را توصیف می کند. بنابراین هنگامی که یک فرد می گوید که آنها دارای اوتیسم هستند، چیزی که آنها می گویند کم و بیش این است که درک آنها از جنسیت به طور اساسی توسط اوتیسم تغییر می کند.

از آنجا که autigender رابطه با جنسیت را توصیف می کند، جنسیت یک فرد autigender می تواند باشد، خوب هر چیزی. پسر دختر «انبي». سیس ترانس هر چیزی آگندر جنسیت نه.

پس در مورد فردی که می گوید اوتیجندر هستند چطور، و این جنسیت آنهاست؟ خوب، من فکر می کنم این هنوز رابطه با جنسیت آنها را توصیف می کند - به طور خاص در این مورد، اوتیسم آنها بر درک آنها تأثیر می گذارد تا حدی که آنها فقط نمی توانند در مورد جنسیت توصیفی تر باشند. این تنها کلمه ای است که آنها دارند - autigender.

با صراحت اوتیستیک - اوتیسم دقیقاً چیست؟ من دیده ام که از یک...

«Autigender» اصطلاحی است که برخی افراد مبتلا به اوتیسم برای توصیف رابطه خود با جنسیت از آن استفاده می‌کنند. به طور خاص، این بدان معنی است که آنها احساس می کنند که اوتیسم آنها بر نحوه درک و احساس آنها در مورد جنسیت تاثیر می گذارد.

متأسفانه، بسیاری از مردم این را به این معنی تفسیر می کنند که مردم فکر می کنند «اوتیسم» جنسیت آنهاست، که منجر به بسیاری از پست های پر از خشم در رسانه های اجتماعی می شود که چگونه جنسیت شما نمی تواند معلولیت باشد. از آنجا که، البته، آن را نمی تواند. اوتیسم یک نوروتایپ است، نه یک جنسیت.

اما این یک سوء تفاهم کامل از اصطلاح است.

هیچ کس که خود را «autigender» می نامد قرار نیست «اوتیسم» را کنار کلمه «جنسیت» روی پرسشنامه بنویسد.

واقعیت این است که اوتیسم عصبی است که به طور خاص بر درک و درک ما از کنوانسیون های اجتماعی، هنجارها، آداب و رسوم و آداب و رسوم تاثیر می گذارد.

و نه آن را تحت تاثیر قرار هر فرد مبتلا به اوتیسم به همان شیوه. یک نفر ممکن است به راحتی هنجارهای اجتماعی را انتخاب کند اما ممکن است با صحبت های کوچک مبارزه کند در حالی که فرد دیگر به هنجارهای اجتماعی بی اعتنا است اما می تواند به راحتی با غریبه ها در خط در پرداخت به راحتی دست و پنجه نرم کند.

به خوبی مستند شده است که میزان قابل توجهی از افراد همجنسگرا، دو، ترانس، تک خال و جنسیت عجیب و غریب در جامعه اوتیسم در مقایسه با جامعه غیر اوتیسم وجود دارد. آنچه محققان هنوز متوجه نشده اند این است که آیا اوتیسم به نوعی به جنسیت و گرایش جنسی مربوط می شود یا اینکه افراد مبتلا به اوتیسم فقط کمتر توسط جامعه مغز می شوند و کلیشه های هترونیستی را دنبال می کنند.

به عبارت دیگر, واقعا وجود دارد بیشتر همجنسگرا/ترانس/کوئر/تک خال افراد اوتیسم, و یا آنها فقط آن را شکل خارج/بیرون آمدن از گنجه به آسانی بیش از افراد غیر اوتیستیک?

ما هنوز نميدونيم

آنچه می دانیم این است که افرادی هستند که احساس می کنند توانایی آنها برای فکر کردن به خود به عنوان یک جنسیت خاص تحت تأثیر اوتیسم آنها قرار دارد. این احساس توسط افراد اوتیستیک به اندازه کافی به اشتراک گذاشته شده است که آنها خود را «autigender» لقب داده اند.

من خودم را اوتیجندر نمی نامم، اما می فهمم. جنسیت برای من هم گیج کننده است.

من از ایده autigender احساس دلخور نمی کنم. اما برخی از مردم واقعا. آنها احساس می کنند که به سایر افراد غیر باینری و جنسیتی توهین می کند، که رابطه آنها با جنسیت آنها را مسخره می کند و نور می بخشد. رهبران جامعه اوتیستیک سعی می کنند به مردم یادآوری کنند که اگر شما این اصطلاح را دوست ندارید، لازم نیست از آن استفاده کنید.

اما اگر به برخی افراد احساس تعلق می دهد و به آنها کمک می کند تا آنچه را که باید یک پاسخ عاطفی بسیار پیچیده باشد، توصیف کنند، پس باید از آنها حمایت کنید و بگذارید آن را آنچه می خواهند صدا کنند.

اگر شخصی احساس می کند اوتیسم او بر نحوه درک جنسیت آنها تأثیر می گذارد، بگذارید خود را اوتیسم بنامند.

با توجه به اینکه چند قوم اوتیستیک LGBTQA+وجود دارد، من فکر می کنم چیزی در این مورد وجود دارد.

7 جنبه های جالب فرهنگ اوتیسم» نوروکلاستیک

نوروکوئر

من در ابتدا از neuroqueer به عنوان یک فعل تصور می کردم: neuroqueering به عنوان عمل queering (خرابکاری، سرپیچی، مختل کردن، رهایی از خود) نورونوروماتیتی و هترونوورماتیتی به طور همزمان. این یک فرمت از روشی بود که عجیب و غریب به عنوان فعل در تئوری Queer استفاده می شود. من در حال گسترش مفهوم تئوری Queer از queering برای در نظر گرفتن queering هنجارهای عصبی شناختی و همچنین هنجارهای جنسیتی بودم - و در این روند، من بررسی می کردم که چگونه عصبی بودن اجتماعی تحمیل شده و اجتماعی تحمیل شده است هترونوورماتیتی با یکدیگر گره خورده بود، و اینکه چگونه queering هر یک از این دو شکل از نرمال بودن در هم تنیده شده و با عجیب و غریب دیگری مخلوط شده است.

بنابراین به عنوان یک فعل، به عنوان یک فعل به چه معنی است؟ شیوه های مختلفی که در تعریف neuroqueering قرار می گیرند چیست؟

نوروکوئر: مقدمه

یک فرد عصبی هر فردی است که هویت، خودخواهی، عملکرد جنسیتی و/یا سبک عصبی شناختی به نوعی با مشارکت آنها در شیوه های عصبی، بدون در نظر گرفتن جنسیت، گرایش جنسی یا سبک عملکرد عصبی شناختی که ممکن است با آنها متولد شده باشد، شکل گرفته است. بدعتهای نوروکوئیر: نکاتی در مورد پارادایم تنوع عصبی، توانمندسازی اوتیسم و امکانات پس از عادی

درست همانطور که عمدا خود را از عملکرد فرهنگی ریشه دوانده و اجرا شده از هترونوورماتیتی آزاد می کند، گاهی اوقات به عنوان queering نامیده می شود، عمدا خود را از عملکرد فرهنگی ریشه دوانده و اجرا شده از neuronormativity را می توان به عنوان neuroqueering در نظر گرفت.

مفهوم neuroqueering نشان دهنده یک تقاطع غنی و مهم از زمینه های مطالعات تنوع عصبی و نظریه Queer است.

بدعتهای نوروکوئیر: نکاتی در مورد پارادایم تنوع عصبی، توانمندسازی اوتیسم و امکانات پس از عادی

تفسیر مورد علاقه من از نظریه کوئیر از محدودیتهای سیاست هویت ذاتگرا، جمله واحدی است که در سال 1997 توسط نظریهپرداز کوئیر دیوید هالپرین نوشته شد. هالپرین در کتاب خود سنت فوکو: به سوی یک هاگیوگرافی گی نوشت:

«Queer»، در هر صورت، طبقه ای از آسیب شناسی ها یا انحرافات قبلاً عینیت یافته را تعیین نمی کند. بلکه افق احتمال را توصیف می کند که اساساً نمی توان میزان دقیق و دامنه ناهمگن آن را از قبل محدود کرد.

این بیان پسا ذات گرایانه از معنا و پتانسیل های عجیب و غریب نیز کاملا خلاصه مفهوم من از معنی و پتانسیل neuroqueer. Neuroqueer مترادف صرف برای نوروواگرا نیست، یا برای هویت نوروواگرا ترکیب شده با هویت عجیب و غریب. Neuroqueer براندازی فعال هر دو نورونوروماتیتی و هترونوورماتیتی است. Neuroqueer عدم انطباق عمدی با خواسته های عملکرد هنجاری است. Neuroqueer انتخاب به طور فعال با پتانسیل فرد برای عصب واگرایی و queerness، و تقاطع ها و هم افزایی از آن پتانسیل درگیر است. Neuroqueer در مورد شناخت ماهیت اساسی در هم تنیده شناخت، جنسیت و تجسم، و همچنین در مورد درمان شناخت، جنسیت و تجسم به عنوان سیال و قابل تنظیم، و به عنوان بوم برای آزمایش های خلاقانه در حال انجام است.

Neuroqueer نه تنها با رفتار با هویت به عنوان سیال و قابل تنظیم، بلکه با فراگیر شدن اساسی، از سیاست هویت اساسی فراتر می رود. نوروکوئرینگ کاری است که هرکسی به طور بالقوه می تواند انجام دهد، و راه های بی نهایت ممکن برای انجام آن وجود دارد و راه های بی نهایت ممکن برای تبدیل شدن به آن وجود دارد. اصطلاح neuroqueer به افق امکان خلاقانه ای اشاره می کند که هرکسی می تواند با آن درگیر شود.

بدعتهای نوروکوئیر: نکاتی در مورد پارادایم تنوع عصبی، توانمندسازی اوتیسم و امکانات پس از عادی

آمدن به شرایط

من واژگان آنچه را که در دهه 1970 و 80 در باپتیست جنوبی تگزاس احساس می کردم نداشتم، اما در کودکی از هنجارهای جنسیتی ناراحت و مقاوم بودم. آنها احساس کردند: احمقانه، خودسرانه، سرکوبگر، محدود کننده، غیر ضروری، ضد تولید، غیر منطقی. آنها منطقی نبودند. آنها مناسب نبودند.

یک داستان کوچک و قابل اشتراک گذاری از راه هنجارها در برابر سخت کار کردن من رفت, از یک مجموعه طول عمر:

من آشکارا خودم را در لباس بیان نمی کنم - من مرگ می ترسم از اینکه متوجه و کاملا مطمئن در مورد آنچه که من احساس، اما من برخی از رنگ در چلپ چلوپ بود. من یک بار یک پوشش رنگی صورتی روی یک جفت عینک جدید انتخاب کردم. بچه ها در مدرسه به من غم و اندوه می دادند، اما من آنها را دوست داشتم و آمدم آنها را به عنوان یک نشان بی پروا و همچنین نوعی سپر بپوشم. پدرم پوشش رو برداشته بود

چند بار و بازنشستگی بعد, من صفر ظرفیت برای پوشش, برای تضعیف خودم را به حساسیت متبایان اطراف و قلدر. من لذت بردن از صورتی من و گل من چاپ تایلندی شلوار ماهیگیر و wistfully آرزو من می تواند جنسیت من به pansexual من شماره گیری, چند دوست, جنس پانک, خلق و خوی جنس نر.

Autigender و neuroqueer بهترین تناسب من پس از یک عمر جستجو پیدا کرده ام. شاید اصطلاحی که حتی بهتر هم متناسب باشد، پدیدار شود. شاید این در حال حاضر وجود دارد برای من به کشف. من به خواندن اوتیستیک های عجیب و غریب ادامه می دهم تا به یکدیگر کمک کنیم تا خودمان را بفهمیم.

مطالعات

تمرکز: اختلالات طیف اوتیسم: هویت جنسیتی و اختلالات طیف اوتیسم

افزایش واریانس جنسیتی در اختلالات طیف اوتیسم و اختلال بیش فعالی کمبود توجه. - PubMed - NCBI

صفات اوتیسم در یک نمونه اینترنتی از بزرگسالان متفاوت جنسیت انگلستان: مجله بین المللی Transgenderism: جلد 16، شماره 4

اختلالات طیف اوتیسم در کودکان و نوجوانان بی نظمی جنسیتی

بررسی سندرم آسپرگر در جوانان مراجعه کننده به کلینیک اختلال ملال جنسیتی

واریانس جنسیتی در جوانان مبتلا به اختلالات طیف اتیسم: یک مرور گذشته نگر

دیسفوری جنسیتی و اختلال طیف اوتیسم: مرور نظاممند ادبیات

اختلالات طیف اوتیسم در کودکان و نوجوانان بی نظمی جنسیتی | SpringerLink

ویژگی های اختلالات طیف اوتیسم در بزرگسالان مبتلا به اختلال جنسیتی | SpringerLink

تأثیر اتیسم با عملکرد بالا بر گرایش جنسی و هویت جنسیتی

گزارش مختصر: ویژگی های اوتیسم در کودکان و نوجوانان مبتلا به اختلال جنسیتی. - PubMed - NCBI

پرنده، شما می توانید پرواز

بنابراین زمان آن فرا رسیده است

براي اينكه روحت بالاخره به اون تعلق داشته

نما را متوقف کنید

گرچه دنيا براي من و تو آماده نيست

داري زندگيت رو شروع ميکني

از این لحظه حالا

پرنده ای که می توانید پرواز کنید

پرنده ای که می توانید پرواز کنید

تو داري فرار مي کني

از پوسته خود را امروز

داري زندگيت رو شروع ميکني

از این لحظه حالا

پرنده ای که می توانید پرواز کنید

پرنده ای که می توانید پرواز کنید

تو داري فرار مي کني

از پوسته خود را امروز

بچه، تو خوب ميشي

تو يه دختر نيستي

تو يه پسر نيستي

من هم نيستم

بچه، تو خوب ميشي

تو يه دختر نيستي

تو يه پسر نيستي

من هم نيستم

بچه، تو خوب ميشي

تو يه دختر نيستي

تو يه پسر نيستي

من هم نيستم

بچه، تو خوب ميشي

تو يه دختر نيستي

تو يه پسر نيستي

من هم نيستم

بچه، تو خوب ميشي

تو يه دختر نيستي

تو يه پسر نيستي

من هم نيستم

- پرنده، شما می توانید پرواز کنید (آهنگ غیر دودویی) توسط Eyemèr

تبدیل

اگر شما مرا دوست داشتید

من مجبور نبودم فرار کنم

من مجبور نبودم مخفي بشم

از طریق این زندگی

اگر می توانستم تغییر شکل دهم

و تغییر راه من در حال حاضر

من خواهم بود

دقیقا همان چیزی است که شما می خواهید برای دیدن

اگر شما مرا دوست داشتید

من نبايد ناراحت باشم

من می توانم لبخند و شما خوشحال می شود

که من از این زندگی هستم

اگر می توانستم تغییر شکل دهم

من مجبور نبودم که بترسم

من مجبور نبودم که دست نخورده باشم

از این زندگی

من درمان خاصی نمی خواهم

من توجه نمی خواهم

من فقط ميخوام با هم زندگي کنم

در قلمرویی که در آن بازی می کنید

قلبت رو باز کن

من را همانطور که هستم

مرا دوست داشته باش، از من متنفر باش، قلبم را بشکن

فقط بذار زنده بمونم

خب، اگه منو دوست داشتي

من نبايد ناراحت باشم

من می توانم لبخند و شما خوشحال می شود

که من از این زندگی هستم

(اگر می توانستم) تبدیل

و من لازم نیست که بترسم

من مجبور نبودم که دست نخورده باشم

از این زندگی

زندگی

خب، اگه منو دوست داشتي

من نبايد ناراحت باشم

من می توانم لبخند و شما خوشحال می شود

که من از این زندگی هستم

اگر می توانستم تغییر شکل دهم

من مجبور نبودم که بترسم

من مجبور نبودم که دست نخورده باشم

از این زندگی

زندگی!

تغییر شکل!

a href=» (تنها) توسط بخار زرافه صفحه /a

خودتان یک صفحه دسته کوچک موسیقی جاز (صفحه دسته کوچک موسیقی جاز)

تبدیل

تبدیل، تبدیل، همه تبدیل می شوند

اگر ما می توانستیم

ما مجبور نیستیم بترسیم

ما نمی خواهد که به unmade

از این زندگی

اگر ما می توانستیم

و تغییر راه ما در حال حاضر

آن می شود

خیلی، خیلی، خیلی آسان

آیا می توانید این افکار را از بین ببرید؟

نمي بيني حالم خوبه؟

قلب خود را گرم کنید، نمی بینید

درست مثل مال منه؟

من ساده لوح هستم؟

—Transform توسط زرافه بخار

نقص عملکرد ما نیست، این همه سر و صدا و سر و صدا است

بالا بردن دست خود را اگر شما از یک قالب نیست (آره من)

رشته های متنوع ارزش بیش از طلا دارند

ماه، آه، آه، آه، اهل تابع دور

ماه، آه، آه، آه، اهل تابع دور

نقص عملکرد! نقص عملکرد! نقص عملکرد!

...

نقص عملکرد آنها ما نیست، این همه سر و صدا و سر و صدا است

من دارم ميام دنبالت

شما را به عقب بر گرداند روی پای خود

لازم نیست نگران عشق باشی

حتی اگر ناقص باشیم

زود باش عزيزم باز کن

سیم ها را بیرون بکشید و کرک را تمیز کنید

خودتان باشید برای تلفن های موبایل تا کلیشه

اما هی اجازه دهید آن را به هر حال انجام

ما فقط خوب کار مي کنيم، ما زنده ايم

در این اتصال اختلال عملکرد ما وارد می شویم

نقص عملکرد شما چیست؟

نترسید، مهم نیست که چگونه موهای خود را می پوشید

نقص عملکرد شما چیست؟

آن را به جلو کامل با مته سوراخ کردن برای آنچه در آن ارزش است

انحنا، لاغر یا عجیب و غریب

بهترین شکل این است که شما کی هستید

بالا بردن دست خود را اگر شما از یک قالب نیست (آره من)

رشته های متنوع ارزش بیش از طلا دارند

ماه، آه، آه، آه، اهل تابع دور

ماه، آه، آه، آه، اهل تابع دور

نقص عملکرد! نقص عملکرد! نقص عملکرد!

احساس آتش سوزی به عنوان آنها غلغلک دادن صورت خود را

تماشا کنید و یاد بگیرید که آنها باعث می شوند شما احساس رسوایی کنید

یک و صفر سمت چپ بیش از, سمت چپ به امد و شد زیاد

شانه آنها را در و اجازه دهید آنها را می خواهند

من از این زندگی احمقانه بیشتر می خواهم

آیا شما بیشتر از این زندگی احمقانه می خواهید؟ (اوه آره)

یک و صفر، یک و صفر، یک و صفر، یک و صفر

آنها را اضافه کنید، آنها را بالا ببرید، آنها را نشان دهید

من حالم خوبه من زنده ام

در محل اتصال من از اختلال عملکرد ما می رسیم

نقص عملکرد آنها چیست؟

این یک شروع است؛ آیا می توانیم به آنها یاد دهیم که از هم جدا نشوند؟

نقص عملکرد آنها ما نیست، این همه سر و صدا و سر و صدا است

وقتي ميگم دوستت دارم، جانت لعنتي، اينو به عنوان حقيقت در نظر بگير

همه چيز يه کم شکسته

برای اینکه خوب بکر باشید باید شوخی کنید

ماه، آه-آه-آه-اهل، تابع دور

ماه، آه-آه-آه-اهل، تابع دور

— سوء عملکرد

چپ: لیدیا سانتوس (او/آنها)، اوتیسم، صرع، demigirl لزبین. 26 y/o (اگر آنها مراقبت)

راست: ماکسین فیلدز (او/او)، adhder، زن مستقل مشترک المنافع دوجنسگرا و دوست دختر لیدیا. 28 y/o (دوباره، اگر آنها مراقبت)

هنر: ایسیاگرژ_زیرو

من دارم ميام دنبالت

شما را به عقب بر گرداند روی پای خود

لازم نیست نگران عشق باشی

حتی اگر ناقص باشیم

وقتي ميگم دوستت دارم، جانت لعنتي، اينو به عنوان حقيقت در نظر بگير

فهرست محتواتنوع جنسیهویت های دوگانه ما رقابت نمی کنند؛ آنها مکمل هستندککپی جنسیت و بریکولاژمن احساس جنسیت نمی کنم، احساس می کنم خودم هستم استرسهای اقلیتیجنسیت و نوروکوئر: دو کلمه در رابطه بین اوتیسم و جنسیت که متناسب با MeautigenderNeuroqueerآمدن به TermsStudiesBird, شما می توانید FlyTransformنقص است ما نیست, این همه سر و صدا و سر و صدا